مطلب نوشته شده در تیر, ۱۳۹۴

به اندازه بود باید نمود !

به اندازه بود باید نمود !

به اندازه بود باید نمود خجالت نَبرد آنکه نَنمود و بود

پا را به اندازه ی گلیم خود دراز کن

روزی شاه عباس از راهی می گذشت . درویشی را دید که روی گلیم خود خوابیده . چنان خود را جمع کرده که به اندازه ی گلیم خود در آمده است . شاه دستور داد یک مشت سکه به درویش دادند . درویش شرح ماجرا را برای دوستان خود گفت .
در میان آن جمع درویشی بود ، به فکر افتاد که او هم از انعام شاه نصیبی ببرد . به این امید سر راه شاه پوست تخت خود را پهن کرد و به انتظار بازگشت شاه نشست . وقتی اسب شاه از دور پیدا شد ، روی پوست خوابید و برای نظر شاه را جلب کند هر یک از دست و پاهای خود را به طرفی دراز کرد . به طوری که نصف بدنش بر روی زمین بود . در این حال شاه به او رسید و او را دید و فرمان داد تا آن قسمت از دست و پای درویش را که از گلیم بیرون مانده بود ، قطع کنند .
یکی از همراهان شاه از او سوال کرد : که شما هنگام رفتن درویشی را در این مکان خوابیده دیدید و به او انعام دادید ، اما  در بازگشت درویش دیگری را که خوابیده دیدید تنبیه کردید . چه سری در این کار است ؟؟
شاه فرمود : درویش اولی پای خود را به اندازه ی گلیم خود دراز کرده بود ، اما درویش دومی پایش را از گلیمش بیشتر دراز کرده بود

ادامه مطلب

آیا از آنلاین بودن دائمی همسرتان رنج می‌برید؟!

آیا از آنلاین بودن دائمی همسرتان رنج می‌برید؟!

اخیرا متنی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود که خواندن آن شاید تلنگری به معتادان نرم افزار های پیام رسان باشد.

ادامه مطلب